در دلش عشق تو کم داشت ولی هیچ نگفت
بنویسید که نهان کرد همه دردش را
تیشه زد بر دل و فرهاد شدو هیچ نگفت
بنویسید به اشک شست همه شب رویش
بالشش خیس شد و جوی شد و هیچ نگفت
بنویسید که آنقدر نگاه کرد به در
مژه اش پیر شد و قصه در هیچ نگفت
بنویسید که از پنجره بر بست امید
بس که از پنجره مایوس شد و هیچ نگفت
رحیم گشتی
برچسب:
نویسنده: پرهام احمدپور
تمام خودم هم بشوم
باز
تمام من
می شود تو
رحیم گشتی
برچسب:
نویسنده: پرهام احمدپور
ناامید نکن
من فریب حرف هایت را نمی خورم
بگذار
با چشمانت صحبت کنم
ما حرف همیدیگر را
بهتر می فهمیم
رحیم گشتی
برچسب:
نویسنده: پرهام احمدپور
اشک ها و ناله هایم شسته شد
قطره قطره ناز و زیبا و لطیف
شست رخسارم غم دل شسته شد
رحیم گشتی
برچسب:
نویسنده: پرهام احمدپور
چیری کم دارد
بهار
برچسب:
نویسنده: پرهام احمدپور
چهره من فسرده است
چون نگار من زمن
روی بریده است دگر
برچسب:
نویسنده: پرهام احمدپور
چه فرقی می کند
من
آدم تو بودم
برچسب:
نویسنده: پرهام احمدپور
افتادم
چاه
آب نداشت
برچسب:
نویسنده: پرهام احمدپور
قهوه با تو
طعم دیگری دارد
برچسب:
نویسنده: پرهام احمدپور
ساز زیبای زندگی است
همیشه باید
کوک باشد
برچسب:
نویسنده: پرهام احمدپور
داشتنت دشوار
بگو چگونه نگهدارمت
در دل
برچسب:
نویسنده: پرهام احمدپور
دلیت برای
تنهایی نیمکت
نسوخت!
برچسب:
نویسنده: پرهام احمدپور
گل سرخ
مرا یاد تو می اندازد
نمی دانم این خاصیت توست
یا گل سرخ
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم تیر ۱۳۹۶ساعت 12:15 توسط سید رحیم گشتی|
برچسب:
نویسنده: پرهام احمدپور
برچسب:
نویسنده: پرهام احمدپور